سينمايي «دوازده مرد خشمگين» از همان ابتدا مخاطب را به خود جذب ميكند و هر كدام از دوازده عضو هيات منصفه در همان حين كه به بيننده معرفي ميشوند به خودشان نيز معرفي ميشوند، براين اساس آشنايي با هركدام از شخصيتها، در ابتداي فيلم «دوازده مرد خشمگين» مدتي نسبتا طولاني زمان ميبرد و هركدام از اين كاراكترها ويژگيهايي كاملا منحصربه فرد خود را دارند.
«دوازده مرد خشمگين» محصول سال 1957 آمريكا است كه در مدت زمان 96 دقيقه به شيوهي سياه و سفيد توسط سيدني لومت كارگرداني شده است.
* دربارهي فيلم
كشمكش و اضطراب اعضاي هيات منصفه از همان آغاز تماشاگر را با خود درگير ميكند، چرا كه تماشاگر پس از اينكه يازده نفر را موافق گناهكار بودن پسر و يك نفر را مخالف اين حكم ميبيند، سردرگم ميشود.
بييندهي «دوازده مرد خشمگين» از حضور شخصيتي مثل ديويس كه نظري مخالف ديگران دارد، احساس ناامني ميكند و حتي در لحظاتي به خاطر اينكه او نسبت به گناهكار بودن پسر شك دارد، او را درذهنش مسخرميكند.
با اين حال تماشاگر فيلم لومت خود را در پيروزيهايي كه شخصيت ديويد به دست ميآورد سهيم ميداند و از اينكه او توانسته ساير اعضاي هيات منصفه را در مورد گناهكاربودن پسر هجده ساله به شك بيندازد احساس خوشحالي ميكند.
بينندهي «دوازده مرد خشمگين» تمام كشمكشهايي كه ديويد براي اثبات بيگناهي پسر دارد را به نظاره مينشيند و از اينكه ساير اعضا تاكيد برگناهكار بودن پسر دارند، درمواردي احساس شرمندگي ميكند. درحقيقت او در تمامي لحظات خود را عضوي از هيات منصفه ميداند.
* ناگفتههاي فيلم
ـ تا سال 2003 گمان ميكردند كه تنها يك نسخه از فيلم در موزه راديو و تلويزيون آمريكا موجود است، اما در سال 2003 نسخهي 16 ميليمتري ديگر از فيلم در كلكسيون ساموئل ليبووتيز يافت شد كه آنهم به موزه منتقل شد.
– درحين فيلمبرداري سيدني لومت به تدريج فاصله كانوني لنز دوربين را تغيير ميداد و اين تمهيد باعث ميشد كه دورنما به شخصيتها نزديكتر شده، حس قرار گرفتن آنها در تنگنا بيشتر به مخاطب منتقل شود.
ـ فيلمبرداري «دوازده مرد خشمگين» در مدت زمان كوتاه 21 روز به پايان رسيده و تمامي لوكيشنهاي اين فيلم نيويورك بوده است.
ـ هنري فوندا از سوي اتحاديهي هنرمندان آمريكا موظف به تهيهي فيلم شد. بنابراين او علاوه بر بازيگري، تهيهكنندگي فيلم را هم برعهده گرفت.
با اين حال يك فيلم در همان بدو امر به حدي براي او غيرجواب مينمود كه تصميم گرفت ديگر اينكار را تكرار نكند.
ـ هنري فوندا به تماشاي نقش خود در فيلم علاقهاي نداشت و به همين دليل تمام فيلم را بهطور كامل نديد. با اينحال او وقتي پس از تماشاي بخشهايي از فيلم از اتاق نمايش خارج شد خطاب به لومت (كارگردان) گفت: سيدني، فيلم باشكوهي شده است.
اين فيلم در جشنوارههاي هنري جوايز معتبري را به خود اختصاص داد كه از آن جمله ميتوان به خرس طلاي برلين اشاره كرد.
اين فيلم نامزد سهجايزه اسكار بهترين كارگرداني، بهترين عكس و بهترين فيلمنامه بوده است و در جشنوارهي بافتا نيز جايزهي بهترين فيلم خارجي را از آن خود كرده است.
ساخته سيدني لومت نامزد دريافت جايزهي بهتين فيلم، بهترين بازيگر مرد، بهترين كارگرداني و بهترين بازيگر نقش مكمل مرد از جشنواره گلان گلوب بوده است.
داستان فیلم :
نوجوانی هیجده ساله از اهالی امریکا لاتین متهم به قتل پدرش گردیده است . شواهد نشان می دهد او با ضربات متعدد چاقو پدر خود را به قتل رسانده است ، گرچه نوجوان که به نظر ضعیف و افسرده حال می رسد این اتهام را قبول ندارد با این حال وجود چاقویی در محل وقوع حادثه که متعلق به نوجوان مذکور است و او ادعا می کند آن را مدتی قبل گم کرده و خبری هم از محل آن نداشته است ، به عنوان مدرک جرم ، دلیلی برای مجرم شناختن او از سوی دادگاه شده است . حال دوازده مرد از طبقات مختلف اجتماعی به عنوان اعضای هیئت منصفه دادگاه ، مأمور تصمیم گیری نهایی درباره این پرونده شده اند . اگر آنها فرد متهم به قتل را محکوم نمایند ، وی باید روی صندلی الکترونیکی اعدام شود . در فرآیند رأی گیری یازده نفر از اعضای هیئت منصفه رأی به محکومیت و در نهایت اعدام نوجوان می دهند اما در این بین یک نفر از آنان یعنی آقای دیویس ( با بازی درخشان هنری فوندا ) رأِی بر بی گناهی متهم می دهد که این کار او باعث می شود تا دیگران را درنهایت وادار به شنیدن دلایلش در گرفتن این تصمیم کند با پیشروی ماجرا در اتاقی که اعضای هیئت منصفه آن در فضای عصبی مشغول بحث و بررسی پرونده همستند قصه فیلم شکوفا می شود و به صورت مطالعه ای استادانه درباره شخصیت های پیچیده ای در می آید که به عنوان عضو هیئت منصفه می خواهند رأی نهایی را صادر کنند. پس زمینه اجتماعی ، فرهنگی و اقتصادی هریک از این اعضا، باعث واکنش های مختلف آنان در زمان حال می شود . در چنین موقعیت و اوضاع و احوالی است که آقای دیویس تلاش می کند بقیه همکارنش را متقاعد کند که رأی آنها اهمیتی حیاتی دارد و نباید براحتی درباره آینده و زندگی دیگران تصمیم بگیرند و سرانجام موفق به عملی کردن اعتقاد درونی خود می شود .
فیلم دوازده مرد خشمگین از نگاه حقوقی :
در کنار نگاه منتقدانه این نوع فیلمها به نظام قضایی فیلم به طور کلی آشکارا به ستایش قانون می پردازد و درنهایت نشان می دهد که با اجرای صحیح قانون در دادگاهها می توان به عدالت رسید. جریان دادرسی در فیلم دوازده مرد خشمگین، به طور کلی در فضای خفقان آور اتاقی سیر می شود که در آن محاکمه ی قتل عمدی یک متهم برگزار شده است و هیئت منصفه در حال بررسی موضوع و صدور رأی خود درباره تقصیر متهم هستند.این فیلم در نگاه اول، گویا در نقد جدی حقوق کیفری دنبال می شود زیرا فقط تعداد اندکی از اعضای هیئت منصفه به مراحل دادرسی اهمیت می دهند و اکثراً تلاشی در جهت پی بردن به حقیقت نمی کنند، چنان که یکی می خواهد هرچه زودتر رأی به تقصیر متهم بدهد تا به مسابقه بیس بال خود برسد و دیگری چنین نتیجه گیری می کند که چون متهم یک خارجی است احتمالاً مجرم است . با وجود این، فیلم دوازده مرد خشمگین نشان می دهد که یک فرد تنها اما شجاع می تواند اجرای عدالت را تضمین کند، و در واقع مباحث مهمی را درباره سیستم رسیدگی های کیفری با حضور هیئت منصفه به نمایش می گذارد. این فیلم به ما نشان می دهد که سیستم کیفری ممکن است بی نقص نباشد اما درنهایت کارآمد است ؛ و درواقع نمونۀ کوچکی است از فرآیند دادرسی مردمی ( دموکراتیک ) که رکن آن اجماع و توافق عمومی بوده و آخر الامر به تصمیم عاقلانه می انجامد .




















