تاریخ : شنبه, ۱۹ آذر , ۱۴۰۱ Saturday, 10 December , 2022
7

نجلا، روایت پر تناقض عاشقانه

  • کد خبر : 1935
  • 10 فروردین 1401 - 16:28
نجلا، روایت پر تناقض عاشقانه

در اواخر اسفندماه سال ۱۴۰۰ بود که زمزمه های پخش سریال نجلا ۲ از تلویزیون در رسانه های فرهنگ و هنر کشور شنیده می شد و با پخش تیزرهای این سریال از شبکه ۳ سیما، حدس و تردیدهای بینندگان و مخاطبان تلوزیون ملّی، به یقین تبدیل شد. سر و کله ی بخش دوم نجلا یا […]

در اواخر اسفندماه سال ۱۴۰۰ بود که زمزمه های پخش سریال نجلا ۲ از تلویزیون در رسانه های فرهنگ و هنر کشور شنیده می شد و با پخش تیزرهای این سریال از شبکه ۳ سیما، حدس و تردیدهای بینندگان و مخاطبان تلوزیون ملّی، به یقین تبدیل شد. سر و کله ی بخش دوم نجلا یا همان نجلا۲ زمانی پیدا شد که هنوز تکلیف سریال “برف بی صدا می بارد” مشخص نبود که برای همه ی مخاطبین و طرفداران سریال های تلوزیون ملّی، این کج سلیقگی و شاید بی سلیقگی صدا و سیما در نیمه تمام گذاشتن سریالی که تازه زمستان سرد مردم کشور را تا حدودی پر کرده بود، به واقع قابل درک نبود. اما با هر پستی و بلندی که بود، نجلا ۲ آغاز شد؛ آن هم از روزهای اول فروردین ۱۴۰۱.

سریال نجلا، مهرماه سال ۱۳۹۹ به کارگردانی خیرالله تقیانی پور و تهیه‌کنندگی سعید سعدی بر روی آنتن گیرندگان شبکه ۳ سیما قرار گرفت. در همان روزهای اول پخش این سریال هم می توانستیم به موضوع ضعیف و برداشت های عجولانه و بدون تعمق سریال پی ببریم. این سریال هم مانند بسیاری از سریال های ایرانی، با پس زمینه ی عاشقانه و حواشی دیگر برای ایجاد جذابیت کاذب، پا به عرصه ی رسانه ی ملّی گذاشت تا فقط و فقط مخاطب را برای چند لحظه ای سرگرم کند. نجلا۲ در بی کیفیتی و تناقض، نه تنها کم از نجلا ۱ نداشت، بلکه از آن نیز پیشی گرفته است. جایی که محیا دهقانی، جای سارا رسول زاده را گرفته، که همین امر باعث شده تا بیان خاطرات گذشته یا به عبارت ساده تر، playback برای کارگردان در نجلا ۲ به نجلا ۱ آسان نباشد و به سادگی از آن عبور کند.

نجلا۲ نه تنها کیفیت لازم برای پر کردن اوقات فراغت مخاطبین در سال نو را نداشت، بلکه پر از تناقضات غیر قابل درک است.  برای مثال شخصیت عبد و عطا، چگونه و چرا به این راحتی، در بزرگترین قبرستان جهان اسلام یعنی وادی السلام به دست ماموران بعثی عراق می افتند ولی می توانند به راحتی از سخت ترین زندان بی هویت رژیم بعث عراق فرار کنند؟ یا این که چرا عبد در لوکیشن بازار نجف و درحالی که به همراه نجلا و عمه ی نجلا و دیگر اعضای خانواده در حال بازگشت به منزل اقوام خود هستند، به حرف یک غریبه اعتماد می کند و خود و خانواده را به سمت وادی السلام هدایت می کند؟

از دیگر تناقضات این سریال پر از ایراد، لوکیشن زندان است؛ جائی که عبد و عطا چندماهی در این زندان به سر می برند. هر انسان عاقل و بالغی می داند که به محض ورود به زندان برای رعایت نکات بهداشتی، موها و ریش ها کوتاه می شوند. اما طراح صحنه و گریمور این سریال این موضوع به این سادگی را فراموش کرده اند و در تمامی لوکیشن های زندان، عبد، عطا و دیگر زندانیان فقط با لباس زندان در آن دیده می شوند.

خنده دار بودن این سریال در جایی بیشتر به چشم می آید که عبد و عطا، هر دو فرزند ایران و آبادان هستند اما عبد به راحتی عراقی صحبت می کند ولی عطا، از درک حتی یک کلمه ی عراقی عاجز است و نیاز به مترجمی به نام عبد دارد در صورتی که هر دو همشهری هستند و هر دو در زندان، در چنگال بعثی های عراقی هستند.

آنقدر سطح مخاطبین در این سریال پائین انگاشته شده است که عدنان به راحتی در هر ساعت از شبانه روز که می خواهد به درون مرزهای ایران تردد می کند و هیچ مشکلی برای ورود به ایران ندارد و فارسی صحبت کردن مصنوعی عدنان آنقدر واضح است که نشان می دهد که از روی عمد، عدنان به این راحتی فارسی را اشتباه صحبت می کند. در بی سر و ته فارسی صحبت کردن شخصیت های بعثی و به ویژه عدنان در این فیلم، همین بس که حتی یک بار هم جای فاعل با فعل عوض نمی شود و کلمات به هم نمی ریزد بلکه فقط زمان و شخص افعال تغییر می کند.

این عدم دقت و دستپاچگی در تهیه ی سریال برای نوروز ۱۴۰۱ آنقدر از مزه رفته است که در برخی سکانس ها، سید مهرداد ضیایی که نقش پدر نجلا را بر عهده دارد، در برخی از سکانس ها، آبادانی صحبت می کند و نه عربی، ولی لهجه ای با ته مایه ی آبادانی دارد که گاهی اوقات با به کار بردن تک کلمات عربی سعی دارد خود را یک عرب که بزرگ یک عشیره است معرفی کند. در سکانس هایی که سید مهرداد ضیایی سعی دارد با صدای بلند صحبت کند و یا در سکانس هایی که عصبانی می شود، کاملاً لجه اش به فارسی می گراید و مشخص است که او اصلاً با لهجه ی عربی عجین نیست.

هر ایرانی می داند که شرایط جغرافیایی و آب و هوایی آبادان به گونه ای است که بسیاری از مردان و زنان شریف و نجیب و زحمتکش این خطه ی پرافتخار ایران، دارای پوست آفتاب خورده هستند اما در گریم پدر نجلا، نجلا، عمه ی نجلا، عطا، عبد و حتی اقوام عبد که در کمیته ی آبادن فعالیت دارد، این خصوصیت، اصلاً به مخاطبین القا نمی شود.

در قسمت های سپری شده از نجلا۲، آبادان آنقدر کوچک است که از آن، فقط یک بیمارستان، خانه ی عبد و مادرش، مغازه ی شیرین، خانه ی پدر نجلا و هور نمایش داده می شود که این فکر، متواتر به ذهن مخاطب خطور می کند که آبادان، فقط همین چند مکانی است که در فیلم نمایش داده می شود؟

در مجموع، باید مجدداً مانند بسیاری از سریال های پخش شده در این چند سال اخیر، آه کشید که چرا به مخاطبین رسانه ی ملّی احترام گذاشته نمی شود و چرا سطح مخاطبین تلوزیون و رسانه ی ملّی اینچنین پائین متصور می شود. شاید بهتر باشد، مسئولین محترم در رسانه ی ملّی کمی در مورد تولید سریال های اینچنینی تعمق کرده و با تشکیل کارگروهی به نیازسنجی و افزایش کیفیت این محصولات فکر کنند. زمانی از همین رسانه ی ملی سریال هایی همچون یوسف نبی (ص)، امام علی(ع)، تنهاترین سردار، ولایت عشق، پدر سالار، هزاردستان، سربداران، امیرکبیر و بوعلی سینا پخش می شد که مخاطب را در هرجایی که بود، به پای تلوزیون می کشاند و حتی تا ساعاتی بعد از پخش آنها از تلوزیون، نقل محافل دوستان، اقوام و فامیل بودند و تا سال های سال نمی شد این آثار را فراموش کرد. شاید یکی از علل کم شدن مخاطبین رسانه ی ملّی، تولید سریال هایی با فیلمنامه های یک شبه و ضبط های یک ماهه باشد.

لینک کوتاه : https://honaryarannews.ir/?p=1935

برچسب ها

ثبت دیدگاه

قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.